دل خون

گل من
نویسنده : م-پ - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳٩٠
 

بوته ای بودی در بیابان پرخاروخس

من به چشم خریدار نگاهت کردم

با همه عشق ودل پرزمحبت تیمارت کردم

پروراندم تورا با همه تاب وتوان

تابه بار آمد آن گل وشدزینت چشم دگران

گل من همیشه با خود خار داشت

هرزمان خواستم نوازشت کنم تیغ تو در قلبم خزید

تیغ ها در ذات تو هستند ومنم درمانده

نه توان گذشتن از تونه بدون درد توانم به تو نزدیک شوم