اوج آتش

عشق را باید آتش گفتن

در زمان خودبه آتش تن دادن

چون گذشت دورسوزاندن تن

پس بایدتن به خاکستر سپرد

من همه عمردرفکرآن آتش بودم

لیک ندانستم که خود سوزاندم سرد گشتم دراین گذر

یارمن دراوج آتش است و من  سردوناتوان

لیک بایددور گردیم ازگرد هم

او بسوی اوج قله آتشفشان

من بسوی قله پربرف کوه

ما بسوی اوج کوه درگذریم

لیک فرق است بین اوج من با اوج او

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
Faratarin.Com

فراترین دات کام ، یه سر بزن ضرر نمی کنی ....

شکسپیر

سلام.من با شکسپیر نسبتی ندارم اما یک مغازه دارم. شما هم در این گرمای طاقت فرسا از منزل خارج نشوید و از من خرید کنید

آزاد

سلام دوست گرامی ، با یک مطلب جدید به روز هستم ، اگر فرصت داشتید ، خوشحال می شوم یک سری بزنید. پیروز باشید http://blog.cheshmehregi.com