دفتر

دفتر شعر من از حال من ویرانه تراست

باز میگویم که این شعر من از جان من است

شعرمن هجو است چون حال بی حالی من

من چه گویم از هجویات شعروحال خود

تو به من عیب مگیرکه چنین هجو گویم

تا نبینی من وحالم چه بگویی با من

بعد از عمری غوطه زدن در حال و زمان

من رسیدم به این حال ومکان

من ازاول نبودم این همه بی حال وخراب

یار من آمد وگشتم بی خواب وقرار

چون  که در آتش او سوختم ساختم من

پس رسیدم به این روز وحال خراب

 

 


/ 0 نظر / 6 بازدید